در بهت و حیرت لحظه ای هستم !
در بهت و حیرت لحظه ای مانده ام !
سر به درون برده ام و به مالک فکر میکنم
و به ضربتی که هرگز نزد تا تاریخ به خاک نشستن سلف ماکیاولی را به نام او ثبت کند ... و تاریخ ثبت کند که عدالت علوی به ضربت شمشیر او شکوفا شد و گل داد و به باغبانی علی به بار نشست ...
تا مگر به یمن این شمشیر که به فاصله چند جسد دیگر با معاویه و خیمه شیطانی اش فاصله داشت ، اینگونه ما کاروانیان تاریخ به سیاهی هرچه کج اندیشی و گمشدگی در اسم های بی مسما هستیم ، ننشینیم ...
سردار ، راز این شمشیری که از دستت افتاد را به گوش ایستاده ام !!!
راز شمشیری که نخواست تاریخ را به سمتی دیگر ، به سمتی که بشارت داده اند ببرد ؟؟؟
مالک قبل از صفین !!!
مالک بعد از صفین !!!
یکیست یا نه ؟؟؟
صفین با مالک چه کرد ؟
مالک چگونه با صفین ساخته شد ؟
چه چیز صفین بود که مالک را مالک کرد ؟حامل خطابه عدالت علی !
به راستی که مصر برای چنین فتحی بسیار کوچک است سردار ...
در بهت و حیرت ضربت نزده ات مانده ام !
به ضربت هایی که نزده شده اند می اندیشم ...
به ضربت های بالاتر از یک شمشیر ...